تو هر چه توانستي کرده اي
جهاد هُنري
سخنراني رهبر معظم انقلاب اسلامـي در جمع هنرمندان عرصه دفاع مقدّس ادامه مطلب ...
پِسري غُصِّه گو بِه نامِ پدَر
خانه ي خاطرات کودکي ام
بوي سيمان نداشت، خشتي بود
پدرم عارف قبيله ي خاک
مادرم، حوري بهشتي بود ادامه مطلب ...
رستم نامه
يک نکته بيش نيست غم عشق
و اين عجب کز هر زبان که مي شنوم نامکرر است ادامه مطلب ...
شخصيت مجهول و ناشناخته
مصاحبه منتشر نشده با سردار شهيد حاج قاسم مير حسيني
پيرامون شخصيت سردار شهيد يوسف شريف ادامه مطلب ...
دوباره بخوانيم
اينجا را مي دهم به کسي که لايقش باشد
مدت زيادي از ازدواج مان نگذشته بود که به شدت مجروح شد و به پشت جبهه برگشت. ادامه مطلب ...
تنها آرزوي من
صدايش آشنا بود
آن طرف خط مقدم، رزمنده و جنگ و گلوله و خون و شهادت؛ اين طرف، پشت جبهه و عفاف و شهامت و صبرو... و در نهايت شهادت. کاري که مادران و همسران شهدا کرده اند، خود جهادي بود در راه پيش برد اهداف مقدّس دفاع مقدّس و حالا ماايم و يک دنيا خاطره که از زبان آن ها مي شنويم؛ آن ها که بيش از همه چيز، ادامه مطلب ...
ما چهاردختر ايراني...
به نگهبان گفتيم سه روز مهلت داريد، اگر ما را به اردوگاه نبريد اعتصاب غذا مي كنيم. در اين سه روز آرام بوديم، فكر كرده بودند منصرف شده ايم ادامه مطلب ...
وصيت
خدايا! اکنون که لياقت اين را پيدا کرده ام که در جبهه حضور پيدا کنم وراه راست را دريابم، ... ادامه مطلب ...
يا يَحيي! خُذالکلانش
مرد شماره يکِ کربلاي پنج
در آن جا هر کس کنار بود زخميشد. در آن وضعيت ناگهان فردي روي دژ توجه ام را جلب کرد. خوب که چشمانم را باز کردم شناختمش، طياري با سر باندپيچي شده آن جا ايستاده بود ادامه مطلب ...
راه عبور از نشئه ي دنيا
گفتگو با سردار ميرفيصل باقرزاده
پيرامون ضرورت و نحوه ي ترويج فرهنگ دفاع مقدّس ادامه مطلب ...
روزهاي ماندگارحماسه
انتظار،انتظار،انتظار
از وقتي خود را شناخت، محمّد جواد باهنر را نيز شناخت. آن ها پسر عمو، پسر دايي و از همان کودکي، دوست و همراه هم بودند ادامه مطلب ...